مغاک ۳

نمایشگاه انفرادی نقاشی های افروز هوشنگ

۲۷ اردیبهشت الی ۳ خرداد ۱۳۹۸

«جست‌و‌جویی با حاصلی خوش‌رنگ»
افروز هوشنگ راه درازِ نقاشی-خط را به نوعی دیگر پیموده است، اما از همان جایی آغاز کرده است که دیگران
 هم همان آغاز را تجربه کرده‌اند: سود بردن از آزادسازی مدرنیسم برای دوباره دیدن صنعت و هنری بسیار دیده شده که در دستانِ هنرمندان بزرگ گذشته نهایتِ رمق و امکان درونی و ذاتی‌اش حاصلی عالی و شگفت‌انگیز داد و انگار منتظر مانده بود تا دستی تازه باز بجنباندش و به اهتزازش درآورد. موج تازه، هم صورتی تند و چالشگر و برهم‌زننده، و هم صورتی ملایم و مفتون را تصویر کرد و در هر کدام، نمونه‌های جلیل و زنده‌ای را به نمایش درآورد …که هنوز هم دارد در ادامه، آزمونی کم‌خطا را می‌آزماید.
بازنگری مسیر کار افروز هوشنگ، مروری‌است بر این تاریخچه:
از ملایم و محتاط و حرمت‌گذار، تا ساده و خلاصه‌کننده و به انتزاع نزدیک‌شونده. انگار باید طول می‌کشید تا از ورای ظاهر تثبیت‌شده و محتشمِ خوش‌نویسیِ سنتی، به عنصری عمیق‌تر و خالص‌تر و پنهان‌مانده‌تر برسد و لطف و لطافت این قالب سیال را بیابد و بربکشد. آخرین کارهای نمایشگاه اخیرش گواهِ جستجویی تازه است در این زمینه‌ی کهن و نه چندان تازه؛ جستجویی با حاصلی خوش‌رنگ و دلپذیر که مرا که گمان می‌کردم تجربه‌ی نقاشی-‌خط دیگر به انتهای کارآیی و باززایی‌اش رسیده است، چشم به‌ راهِ کارهای بیشتر و هنرمندانِ نامکشوف تازه‌ی دیگر نگاه می‌دارد.
 
 
 

«آینه در آینه»

هنرمند اثر هنری را پدید می‌آورد – هنرمند خود را پدید می‌آورد.

اثر هنری اما، معنایی ندارد اگر هنرمند به تنهایی، خود را در زندگی پدید نیاورده باشد زیرا، هر آنچه به دست دیگری پدید آید، به دست دیگری هم می‌تواند ناپدید آید – گویی هرگز نبوده‌است.

دستِ افروز هوشنگ، دستِ هنرمند در این اثرها، تنها پیروِ چشمش نیست بل آنچه را که تنها در دل و در اندیشه دیده می‌شود نیز پیرو است. همانا ما پدید آمده‌ایم تا خود را پدید آوریم. زندگی از همین رو به ما هدیه داده شده است تا خود را به دیگران هدیه دهیم. سرچشمه نیکویی بودن برای همگان در هر دو جهان، و از چشمان پنهان بودن، به مفهوم کاملی که افروز هوشنگ نشان می‌دهد، یعنی حضور در سرشت – حضور در دَم و در دلِ خودِ پدیدآوری.

من در حرکت دست‌های این هنرمند، در این آینه دوگانه دنیایی مرئی و نامرئی، گویی پژواک شعری دیرباز نوشته‌شده را می‌شنوم:

آنکه بودم نیستم،

آنکه خواهد بود نیز نیستم.

سراپا بافته‌شده از سرشت خود،

من نوری از دایره بیرون هستم.

 

اِنِس کیشِویچ

زاگرب، پنجم مارس ۲۰۱۹

ترجمه از زبان کرواتی: ابتهاج نوایی