هنر آبستره

nooshin karimi

گردآوری و ترجمه
نوشین کریمی

هنر آبستره (انتزاعی) بیش از یک قرن است که با ماست و ثابت کرده است که نه تنها مدتها محور بحث های فرهنگی خواهد بود بلکه سنت زنده خلاقانه‌ای است که پیوسته خود را از نو می‌سازد. آبستره بخشی از هنر شده است حتی اگر هنوز دقیقاً ندانیم که چرا و چطور تصاویری از «هیچ چیز» توسط پولاک یا کرک وارندو می توانند هنر باشند.

شاید بلافاصله آن را دوست داشته باشید، از آن بدتان بیاید و یا دقیقاً نفهمید که چی هست؛ اما همین که دارید این مطلب را می خوانید یعنی کنجکاو شده اید که این هنر عجیب و غریب را که در تعاریف و طبقه بندی های هنری نگنجیده است بیشتر بشناسید.

jackson pollock
جکسون پولاک

تعریف هنر آبستره

انتزاع در لغت به معنی فاصله گرفتن یک تفکر از هر مرجع عینی است. در هنرهای تجسمی، اگر تصویر یا تجسمی هیچ چیز واقعی را بازنمایی نکند یعنی انتزاعی است. از این رو می‌توان آن را هنر غیربازنمایانه نیز نامید.

نخستین نشانه‌های ظهور

بعنوان یک شاخه از هنر، آبستره بیش از صد سال است که به رسمیت شناخته شده اما برخی معتقدند که هنر انتزاعی با نقاشی‌های غارنشینان در هزاران سال پیش شروع شده و همچنان هویت خود را در مقابل جنبش‌ها، اعلامیه ها و بیانیه‌های گوناگون هنری تمام قرون حفظ کرده است. رد پای آبستره به معنای امروزین آن به امپرسیونیسم، پست امپرسیونیسم و کوبیسم برمی‌گردد. هر سه این هنرها تفکر «غیربازنمایانه» بودن را محقق کردند. جنبش آبستره مدرن در اوایل قرن بیستم شکل گرفت و در زمان خود بسیار افراطی بود. هنرمندان شروع به خلق موضوعات و اشکال ساده شده‌ای کردند که به هیچ چیز در دنیای «واقعی» شباهت نداشت.

Squares with Concentric Circles by Vassily Kandinsky, 1913
واسیلی کاندینسکی – ۱۹۱۳

چنانچه می‌دانیم نخستین هنرمندی که هنر انتزاعی را آفرید همواره ناشناخته خواهد ماند اما واسیلی کاندینسکی اغلب توسط تاریخ شناسان به عنوان کسی که در حوالی ۱۹۱۲ نقاشی هایی سیال و با فرم‌های غیربازنمایانه خلق کرد شناخته می‌شود. آثار او در  Armory Show  در سال ۱۹۱۳، آبستره را به آمریکا برد.

امروزه آبستره به اشکال مختلف در دنیای هنر وجود دارد. می تواند دو بعدی یا سه بعدی، عظیم الجثه یا کوچک و ساخته شده از متریال متفاوت و روی سطوح مختلف باشد. ممکن است بخشی از یک اثر بازنمایانه و یا اینکه صرفاً انتزاعی باشد. هنرمندان این سبک در آثار غیرعینی خود بیشتر روی خصوصیات بصری دیگر نظیر رنگ، فرم، بافت و اندازه تمرکز می‌کنند.

چرا هنر آبستره تا این اندازه مورد توجه قرار گرفته است؟

دلیل محبوبیت و علاقه به هنر آبستره، توانایی این هنر در تحریک کنجکاوی ما درباره‌ی مرزهای تخیل و توان بالقوه‌ی ما برای آفرینش چیزی کاملا منحصر به فرد در جهان است. مانع بزرگ در آفرینش اثرهنری غیرعینی قفل‌های ذهنی شما هستند که این هنر را به عنوان شکلی مشروع یا موجه از هنر زیر سوال می‌برند. اگر هنرمند هستید، شاید از خود بپرسید: «این هنر آبستره اصلا در واقع “هنر” به حساب می آید؟» ممکن است معتقد باشید که باید قبل از رسیدن به انتزاع بایستی در رئالیسم استاد باشید. یا شاید نگران هستید که در صورت انتخاب این سبک به عنوان هنرمند دوستان و خانواده‌تان شما را تایید نکنند.

چند پاسخ سریع به این سوالات وجود دارد:

  • از لحاظ تاریخی، آبستره شکلی «مشروع» از هنر است و این تصمیم بیش از یک قرن پیش اتخاذ شده است.
  • نیازی نیست که مدرکی در هنر رئالیسم داشته باشید تا بتوانید هنر انتزاعی را تمرین کنید و کسی «مدارک هنری» شما را پیش از آن چک نمی کند.
  • اگر تایید اطرافیان و دوستان برای شما مهم است به احتمال زیاد شما اصلا به هنرمند شدن فکر هم نخواهید کرد چه برسد به اینکه نگران قضاوت‌ها باشید. نمی توانید همه را همیشه راضی نگه دارید اما خودتان را چرا.

بااین حال چون هیچ توافق جامعی درباره‌ی اینکه هنر آبستره چیست وجود ندارد، این ابهام همواره باقی می ماند. اما مهم این است که به این دغدغه‌ی هنری به عنوان یک فرصت بنگریم تا یک مانع. هنر انتزاعی می تواند هر معنی که شما بخواهید در آثار شخصی‌تان داشته باشند و این امر قلمرویی بی نهایت به تخیلات شما می دهد.

آرشیل گورکی می گوید: «هنر آبستره به انسان اجازه می‌دهد که آنچه با چشمانش نمی‌تواند ببیند با ذهنش تماشا کند.»

هنر آبستره برای شما چیست؟

آبسترهabstract-art-Eric-Aho-030417
اریک اهو

«هر چه بیشتر تلاش می کنم که چیزی واقعی را بعنوان یک نقاش بکشم بیشتر غیرعینی می‌شود. من این پارادوکس را دوست دارم. هرچه می گذرد عمیق تر درگیر شیوه‌ی درهم آمیختگی و در عین حال اختلاف انتزاع، تجسم یا رئالیسم (یا هرچه شما می خواهید اسمش را بگذارید) می شوم. این برمی‌گردد به اینکه جهان را چگونه درک می‌کنید. می‌توانم جنگلی را بدون اینکه هیچ درختی داشته باشد به تصویر بکشم؟ یا اینکه آیا می‌توانم تمامیت یک بیشه‌زار را تنها با یک درخت نشان دهم؟» – اریک اهو

 

 

 

 

 

 

 

abstract-art-Adria-Arch-030417آبستره
آدریا آرک

«من از بازی با رنگ‌ها، خطوط، اشکال و دوباره چیدن‌شان در خلق تصاویری که به آنها می‌نگرم لذت می‌برم. من می‌خواهم که آثارم غافلگیرکننده، سرخوشانه و برانگیزاننده باشند. برخی از نقاشی‌های من در و بقیه پنجره هستند. همگی در نهایت درگاهی برای عبورند. من پیوسته از این نمادها استفاده می‌کنم چرا که آنها زبانی رمزآلود و شادی‌بخش هستند که به نحوی هم عمیقاً شخصی و هم جهانی هستند.» – آدریا آرک

درک هنر آبستره

درک هنر آبستره آسان است: تنها به یک ذهن باز و یک خلاقیت گسترده نیاز دارید. وقتی به این تصویر می‌نگرید چه می‌بینید؟

شکلهای پیچ‌درپیچ؟ آرایشی از الگوهای رنگارنگ؟ مسیر رودخانه‌ای جاری از میان زمین های پوشیده با انبوه گیاهان؟ و یا شاید انرژی خالص و جریانی کیهانی؟

آبستره

هیچ پاسخ درست یا غلطی به این سوال وجود ندارد. هنر انتزاعی به روی هر تفسیری باز است و این یکی از جنبه‌های زیبای آن است. هنر آبستره به وضوح اعلام نمی‌کند «من این هستم». در نقاشی انتزاعی بایستی ذهنی پذیرا و پرسشگر داشته باشید. باید وارد نقاشی شوید و ببینید که شما را کجا می‌برد. آبستره به شما آزادی اکتشاف اثر هنری را می‌دهد و می‌گذارد که معنی خودتان را به آن بدهید.  این روند بسیار شخصی تجربه‌‌ای غنی از اثر به بیننده می‌دهد.

درک هنر غیرعینی بطور طبیعی برای هرکسی رخ نمی‌دهد. آبستره همان هنری است که باعث می‌شود مردم سرشان را بخارانند و بگویند: «بچه‌ی پنج ساله‌ی من هم می‌تواند این را بکشد.» آنچه مردم متوجه نمی‌شوند اینست که معروف ترین هنرمندان آبستره در واقع مهارت‌های طراحی عالی، حس پرورش یافته از ترکیب بندی و درک عمیقی از کار کردن با رنگ دارند. بیشتر هنرمندان این سبک توانایی خلق یک گل رز بی‌نقص یا یک پرتره رئال را دارند اما «انتخاب» آنها هنر غیرعینی است. آنها ترجیح می‌دهند خلاقیت خود را با خلق یک تجربه‌ی بصری که رهاتر و سبک بارتر از وزن اشیاء است نشان دهند.

هنر آبستره مردم را از این جهت معذب می کند که بلافاصله و با یک نگاه سرسری متوجه نمی‌شوند که «درباره» چی هستند. یا اینکه تصور می‌کنند چون شبیه هیچ چیز نیستند پس درباره‌ی چیزی هم نیستند. هنر آبستره حاوی سوژه‌های قابل تشخیص نیست پس موضوعی که به آن ربط داده شود وجود ندارد و این می تواند برای کسانی که عادت ندارند مفاهیم خودشان را به آنچه می‌ بینند ربط دهند، بسیار گیج کننده و یا حتی تهدیدکننده باشد.

 

پابلو پیکاسو
پابلو پیکاسو

در حقیقت اینطور نیست که هنر انتزاعی درباره «هیچ چیز» نباشد. در اساس این هنر درباره‌ی فرم، رنگ، خط، بافت، الگو، ترکیب بندی و فرآیند خلق است. اینها ویژگی های صوری اثر هستند چراکه شکل ظاهری و شیوه‌ی خلق آن را توصیف می‌کنند. هنر آبستره کشف این ویژگی‌های صوری است. معنی و مفهوم اثر از نحوه‌ی بکارگیری این خصوصیات برای خلق یک تجربه‌ی بصری نشأت می‌گیرد.

در این مورد پیکاسو به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند: هنر را نمی‌توان بطور مناسبی با کلمات توضیح داد، چون تاثیرش بر مردم بسیار شخصی است و با بخش‌های غیرزبانی وجود ما صحبت می‌کند.

 بنابراین، هنر یک تجربه است. شما بایستی نیاز خود به لغوی ساختن چیزها را رها کنید و بگذارید هنر شما را ببرد و شما را به سطوح بالاتر بکشاند. هنر انتزاعی را باید با بخش متفاوتی از خود «بفهمید». بخشی که معمولاً از آن استفاده نمی کنید و با آن آشنا نیستید. بگذارید همانطور که هست باشد. سعی نکنید معنی دقیقی از تصویر بیرون بکشید. به هنر آبستره همانطور نگاه کنید که به یک سمفونی گوش می‌دهید. وقتی به موزیک گوش می‌دهید روی هر نت تمرکز نمی‌کنید – می‌گذارید که در شما سرازیر شود. بگذارید چشمانتان روی اثر هنری بگردد همانطور که نت‌های یک سمفونی روح شما را می‌شویند. بگذارید نگاهتان با نقاشی بازی کند، اطراف و گوشه‌هایش سر بخورد، پیچ و تاب‌هایش را دنبال کند و از سطح به عمق برود و برگردد. بگذارید چشمانتان حول اثر هنری برقصند.

بجای اینکه فکر کنید که این اثر شبیه چیست بگذارید وارد آن شوید. ببینید چه عواطف، احساسات و خاطراتی ظاهر می‌شوند. بگذارید چشمانتان آرام بگیرند و بی هیچ پیش داوری در آن سفر کنند.