ماسوله ها

با نگاهی از گذشته تا  امروز  به چیدمان آثار هنری منوچهر نیازى که در امتداد هم قرار گرفته اند میتوان رشته های پیوند دهنده میان آثارش را دریافت و مورد مطالعه قرار داد. نقاشی های نیازی پیوندی ناگسسته و دوسویه با موسیقی و طبیعت دارند بگونه ای که تفسیر و واکاوی آثارش، ملزوم خوانشی موازی با موسیقی کلاسیک است. به واقع او طبیعت را با جانمایه عشق به موسیقى، به تصاویرى “خیال انگیز” و “وهمگون” از طبیعت و انسان بدل کرده که تخیل مخاطبش را در فضایی که بین رئالیسم و رمانتیسم در نوسان اند، به پرواز در میاورد وگاه جهش های بی پروایی که به سوى فضایی آبستره دارند انگیزش مخاطب را بسمت موسیقی محض سوق می دهد.

عناصر طبیعت از ریشه درخت ها ، جنگل ها، کومه هاى روستایى و گاه آدمهایى که پنهان و آشکار از میان درختان و جنگل هاى انبوه، حقیرانه سر میکشند همه بهانه هایی در دست نقاش بوده اند که از  گذار ریتم و آواها نمودی تجسمی بیابند . گاه این ریتم ها در تداخل با زندگى مدرن و ماشینى امروز و سرگشتگی انسان معاصر ترکیب بندی و بیان جدید تری را در آثار متاخرش بوجود آورده است. هویت انسانهای به صف کشیده شده در این آثار روایتی غمبار از “بی مکانی” و “غربت” را با ز نمایی می کنند .

 جستجو گری، او را محدود  و متعین به تکرار کسالت وار نساخته و رهایی اش تجربه گری در بهره گیری از تکنیک های مختلفی بویژه کلاژ را ازو سلب نکرده است.

 

مژده طباطبایی  – دیماه ۱۳۹۳