رویای پرواز من – ۱۳۹۹

و دیگر کلمه هم نیست.

وقتی خودم را شکستم

و از من هیچ نماند

کلماتم هم شکستند و پرپر شدند

کلماتم از خود رها شدند

و هویت تصویری معنا از کلماتم گریخت

کلماتم چون پاره پاره های تصویری رنگین آماده ی پروازند

در انتظار آن لحظه ی ناب

آن دم واپسین

آن گاه که در من بدمند، چون روح های آزاد به پرواز در خواهند آمد

و چون برگ های خشکیده ی گرفتار در گردباد

شکلی جدید به خود خواهند گرفت

و رقصان خواهند گفت:

“من نه آنم که تو می خوانی، من نه آنم که تو می بینی”

“من آن دیگری ام”

کلماتم همانند و دیگر آن نیستند

معنایی که همانست و لیکن در این خوانش نه

“من همانم و لیکن اکنون آنِ دیگری ام نه آنِ خود، شکل بی شکلی ام، هست بی هستی

رها، رقصان و در پرواز…”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.