آدمک های بی صورت – بخش دوم

Ebrahim sisan

به قلم ابراهیم سیسان
نویسنده و عکاس

آدمک های بی صورت

در عکس های سیامک زمردی مطلق – مجله عکس، شماره ۳۱۳

ژرفنای ریشه ها

Siamak zomorodi motlaghاین شیوه نمایش موضوع از پس پرده، یادآور استفاده از همین فن در نقاشی مینیاتور ایرانی است که آن نیز به نوبه خود ریشه در ادبیات و فرهنگ کهن این سرزمین دارد. از همین رو این ویژگی رنگ و لعاب و حس و حالی شرقی و وطنی به عکس ها بخشیده است. این پوشیدگی نه تنها جذابیت را در عکس ها از بین نبرده، بلکه موجب افزایش جذابیت نیز شده است. چندان که به قول ویکتور هوگو “هیچ چیز هیجان انگیزتر از دیواری نیست که اتفاقی در پس آن در حال وقوع است”.

حرکت عکاس در بستری امروزین و در عین حال حفظ مؤلفه های هنر ایرانی در عکاسی و نمایش که هر دو هنرهایی وارداتی و غربی هستند [۳] جالب توجه و حایز اهمیت است. این ویژگی یاد آور این نکته می تواند باشد که می توان وطنی بود و جهانی کار کرد.

 

Siamak zomorodi motlagh

عکاس با این نمایش ندادن یا پنهان کردن صورت یا سوژه به نوعی ایهام ورمز آلودگی و پیچیدگی را در کارهای خود افزایش داده، از نظر معنایی بر غنای کار خود افزوده و به نوعی بیان غیر مستقیم در کارهای خود دست یافته است. این ویژگی گاه موجب بروز تعلیق در کارهای او شده است، از جمله در عکس روبرو این حالت به خوبی قابل مشاهده است. چرا که مخاطب همراه با خود خواهد اندیشید که سرانجام زن افغانی به تصویر در آمده در عکس، خودکشی خواهد کرد یا نه؟

در واقع زمردی مطلق مشابه با نمایشنامه نویسی که بخشی از اطلاعات را از دسترس دور نگه میدارد، تا به تعلیق برسد با مخفی کردن بعضی از جنبه های موجود در عکس به این تعلیق دست می یابد. همین ویژگی در بعضی موارد باعث شده تا عکسهای او روایتگر کل داستان و یا حتی برشی از یک داستان نباشند، بلکه اغلب عکسها روایتی شخصی و مستقل را پیش رو می نهند که نمایش بستری بوده برای آفرینش آنها.

 

رنگ

Siamak zomorodi motlaghآوردیم که فرم در کارهای عکاس اهمیت ویژه ای دارد؛ بسیاری از عکاسان فرم گرا به جهت رسیدن به فرمی عینی تر و تشدید فرم گرایی در عکس های خود از عنصر بصری رنگ صرف نظر می کنند، تا بیننده به هیچ وجه تحت تأثیر رنگ قرار نگیرد و بیشتر متوجه شکل باشد، اما زمردی مطلق این کار را نمی کند و برعکس، اصرار بر استفاده از رنگ و اتفاقا بیشتر رنگهای اشباع شده دارد. صرف نظر از عکس های دوره آغازین کارهای او که به صورت آنالوگ و سیاه و سفید عکاسی شده اند، رنگ همواره به عنوان عامل بصری تأثیرگزار دراکثر غریب به اتفاق عکس های او قابل مشاهده است و عاملی است برای دست یابی به فضایی تجریدی در مجموعه کارهایش.

خلاقیت در عین متانت

از سوی دیگر و خوشبختانه تفاوت و یگانگی موجود در عکس های سیامک زمردی مطلق، آن گونه که امروزه متداول است به هیچ وجه حاصل نوعی ادا یا به رخ کشیدن در کار هنرمند نیست. او به دور از نخوتی مدعیانه با نجابتی فروتنانه نگاه خاص خود را به اشتراک می گذارد. دوربین عکاس در اکثر موارد در زاویه و از ارتفاع یک تماشاچی معمولی تئاتر به صحنه ها نگاه کرده، ولی در عین حال دیدگاه متفاوت اوست که باعث تمایز نگاهش و دیدنی تر شدن عکسهایش شده است. قرار گرفتن دوربین در بعیدترین زاویه یعنی پشت سر سوژه اصلی علی رغم غیرعادی بودن، حاصل نوعی کج سلیقگی نیست و به هیچ وجه بیننده را آزار نمی دهد، بلکه با حضوری ملایم و موجه تفاوت نمای نقطه نظر را در کار عکاس به نمایش می گذارد. حضور عکاس در کنار تماشاچیان و در واقع در متعارفترین موقعیت و در عین حال ثبت یا شکار نامتعارفترین لحظه ها بیانگر تفکر شخصی عکاس و نمود نگره های خاص اوست و یاد آور دوباره این نکته می تواند باشد که « نگاه کردن عملی انتخابی است » [۴]

جهان مخاطبان

siamak zomorodi motlaghبه خاطر روانی و سلیس بودن عکس های زمردی مطلق، گستره مخاطبان او مخاطب عام و خاص را شامل می شود که این خود یکی از ویژگیهای مثبت کارهای اوست؛ به دلیل این که عکس های او در عین حال که چند لایه و پیچیده هستند، در نگاه اول بسیار سهل و ممتنع به نظر می آیند.

آشنایی زدایی [۵]و معنا گرایی

عکاسی در کارکردی دوگانه همواره گزارشی از دنیای بیرون و در عین حال درون ما به دیگران ارائه می دهد. آوردیم که عکاس نگاهی صرفا شکل گرایانه در ستایش فرم و نمایش پیچیدگی ها و یا توانمندی های بازیگر و بدنش ندارد، بلکه در جست وجوی معنا و گستره ای وسیع تر است.

میدانیم که چشم و یا صورت در بیان روان شناختی عامل بسیار مهمی است، زیرا به راحتی چیزهایی را درباره کنه شخصیت یا موضوع آشکار می سازد، تماشای دوباره عکس های زمردی مطلق از دیدگاه هرمنوتیکی [۶] ما را متوجه این نکته می کند که ویژگی مورد بحث که همان پنهان بودن صورت است، می تواند از این منظر تعابیر مختلفی داشته باشد. از جمله القای حس شرم، غم، ترس، گریز، درون گرایی، در بند بودن، ابهام و مواردی از این قبیل، یادآوری این نکته ضروری به نظر می آید که قصد ما از بیان این نکته ها به هیچوجه انطباق این ویژگیها با شخصیت فردی عکاس به عنوان خالق این آثار نیست؛ بلکه هدف اصلی توجه به بار نشانه شناسی و مفهومی در کارهای اوست.

بررسی عکس ها ما را از این دیدگاه به نشانه های مشهودی از قبیل نقش بارز زن، رنگهای تند، فضاهای تیره و منفی در عکس، استفاده از کادر عمودی و مواردی از این قبیل می رساند که به نوبه خود قابل توجه و بررسی بیشتر هستند.

 

siamak zomorodi motlaghمعنای قابل تعمیم در جهان خودساخته عکس های زمردی مطلق، ساختارشکنی [۷] به واسطه ی آشنایی زدایی از پدیده ها و در این جا بازیگران است؛ به طوری که پرهیز از نمایش چهره، گستره ای وسیع تر را پیش روی عکاس قرار داده است. بطور مثال در عکس بالا می بینیم که اگر چهره بازیگر در این عکس قابل مشاهده بود، ما بازیگری نام آشنا را در عکس می دیدیم، اما در این حالت ما با حضور کلی انسان در یک موقعیت مواجه هستیم. البته این به آن معنی نیست همیشه مشخص بودن چهره بازیگر معروف در عکس فقط او را به ما نشان می دهد و موجب غفلت ما از سایر زمینه های مورد اشاره در عکس می شود؛ بلکه منظور اشاره به نوعی کلی گرایی و آشنایی زدایی در عکس های مورد اشاره است.

عکاسی هنری تئاتر

با بررسی مؤلفه های موجود در آثار سیامک زمردی مطلق پی بردن به این مطلب که دل مشغولی او در نگاهی کلی، عکاسی هنری از تئاتر است دشوار نمی نماید.

برخلاف مواجهه مستند با عکس که همواره اصرار بر عدم تغییر و تحریف دارد، عکاسی هنری همواره با عامل دخالت روبه رو است. این دخالت همان طور که بر شمردیم در عکس های مورد اشاره چند جلوه و نمود خاص دارد. از جمله تأکید روی فرم، تأکید روی رنگ، انتخاب لحظه های خاص و غیرعادی و استفاده از زاویۂ نامتعارف. در واقع عکاس با به کارگیری عوامل یاد شده در حال استیلای نگاه خاص خود و خلق دنیای شخصی خویش است و همواره از نگاهی صرفا مستند و گزارشی به صحنه تئاتر پرهیز کرده است. به این ترتیب با توجه به اشراف عکاس در مورد موضوع و شیوه کار، اتفاقی که در عکس های او افتاده این است که در واقع عکاس خود را به نمایش نزدیک نمی کند، بلکه نمایش را به ذهنیت ویژه خود نزدیک می کند و از همین رو عکس های او علی رغم حضور در موقعیتهای نمایشی مختلف بازتابی است از سلیقه و شیوۀ شخصی او در نگاه به مقوله عکاسی تئاتر. و شاید به همین دلیل بتوان ادعا کرد که عمده آثار این عکاس یکدست و صاحب مولفه های مشترک است.

پرده آخر

عکسهای زمردی مطلق حاصل عمری تجربه و مرارت و شکیبایی هستند که بازبینی و بررسی آنها نیز بی شک به همان اندازه شکیبایی و دقت نظر لازم دارد، اما آن چه در حوصله این فرصت کوتاه می گنجد، این که از اشارات کوتاه ذکر شده در این یادداشت می توان حداقل به چند مورد کلی در مورد مجموعه عکسهای وی اشاره داشت:

  1. عکاس هنر نمایش را به خوبی می شناسد و تحت تأثیر شیوه های بیانی هنر نمایش قرار گرفته و بر همین اساس، ترجمانی عکاسانه برای بیان دیدگاههای خود یافته است.
  2. نگاه او به عکاسی تئاتر نگاهی هنرمندانه است و نه صرفا گزارش گرانه و مستندگونه.
  3. او با آشنایی زدایی از چهره های مطرح که در اغلب کارهای او حضور دارند، به نوعی ساختارشکنی دست زده است، به دلیل این که دوربین و نگاه انتخاب گرش ما را از بازیگر فاصله داده و در گامی فراتر نمایش را به روایت شخصی عکاس از نمایش در آورده.
  4. با توجه به مؤلفه های خاصی که برشمردیم، سیامک زمردی مطلق عکاسی صاحب شیوه است که جهانی قوام یافته را در آثارش به نمایش می گذارد و امضای شخصی خود را بر آثارش دارد.

در پایان لازم به ذکر است این نوشتار قرار نبوده و نیست ستایشی اغراق آمیز از عکس های سیامک زمردی مطلق باشد، اما در عین حال می توان اذعان داشت که جنبه های بسیار ویژه و یگانه مورد اشاره در کارهای او بی شک قابل ستایش اند. حاصل سالها تلاش و البته شناخت، عکاس را در دست یابی به ویژگیهای خاص و منحصربه فرداش در ساختن دنیای فردی و داشتن امضاء شخصی بر کارهایش یاری رسانده است و از همین رهگذر است که به زعم نویسنده می توان سیامک زمردی مطلق را عکاسی مؤلف و صاحب شیوه در عکاسی تئاتر دانست.

siamak zomorodi motlagh

پانویس ها

[۳] در مورد هنر عکاسی پیشینه آن کاملا مشخص است، اما در مورد هنر نمایش منظور نمایش های نو است که پس از قاجار در ایران رواج یافت و گرنه به تایید محققان پیش از آن نیز ما در تاریخ ایران نمایش ها و نمایش واره های گوناگونی داشته ایم.

[۴] صفحه ۴ کتاب شیوه های نگریستن جان برجر.

[۵]در کتاب فرهنگ ادبیات فارسی نوشته محمد شریفی در توضیح این اصطلاح آمده است:

«آشنایی زدایی یا بیگانه سازی در ادبیات و هنر، به شگردی اطلاق می شود که با استفاده از آن، نویسنده یا هنرمند در اثر خود به گونه ای نامعمول به اشیاء و پدیده ها می نگرد و بدین ترتیب سعی بر آن دارد تا نگاهی نو به اطراف خود بیاندازد.» . این اصطلاح را نخستین بار «ویکتور شکلوفسکی» منتقد روس ۱۸۹۳ تا ۱۹۷۵ میلادی و نماینده نخستین گروه فرمالیست های روس به کار برد و اعتقاد داشت که اساسا وظیفه هنر نا آشنا کردن چیزها یا به عبارت دیگر پیچیده کردن چیزها و دور ساختن آنها از حوزه ی عادت و روزمرگی است.

[۶]هرمنوتیک علم یا نظریۂ تفسیر است. در اساطیر یونان هرمس پیامهای اغلب رمزی خدایان را برای مؤبدان تفسیر می کرد. بنابراین تفسیر یا ترجمه متون مقدس قدیم را علم هرمنون یا هرمنوتیک می گویند این علم توسط فریدریش شلایر ماخر آلمانی سازماندهی شد. بنیاد فکری او این بود که در هر چیز، جز در چهار چوب کل فهمیده می شود و کل به کمک جزء. پس از او هایدگر به بسط و گسترش این نظریه در علم زبان شناسی پرداخت.

[۷]اولین بار ژاک دریدا فیلسوف زبان شناس فرانسوی از این اصطلاح استفاده کرد. ساختار شکنی اصرار بر مواجهه با اثر هنری با توجه به تجربه شخصی و دلالتهای زمان معاصر مخاطب دارد.