آدمک های بی صورت – بخش اول

Ebrahim sisan

به قلم ابراهیم سیسان
نویسنده و عکاس

آدمک های بی صورت

در عکس های سیامک زمردی مطلق – مجله عکس، شماره ۳۱۳

اشاره:

عکاس و اصولا هر هنرمندی در لحظه خلق اثر تحت تأثیر ناخودآگاه خود قرار دارد، اما در نگاهی دوباره به اثر، پس از خلق آن باید ضمن در نظر گرفتن این ناخودآگاهی، آگاهانه به محصول یا نتیجه کار هنری پرداخت، نوشتار پیش رو کنکاشی است کنجکاوانه در آثار عکاسی تئاتر سیامک زمردی مطلق که تجربه سال ها عکاسی را با خود دارد و به زعم نویسنده صاحب امضاء و شیوه شخصی خود است، همان طور که «استیو ادواردز» در کتاب «عکاسی» بیان داشته است “عکسها به چیزهایی اشاره می کنند که علت وجودی عکسها هستند. از این حیث عکسها گواه چیزها و رخدادهایی هستند که به تصویر می کشند.” [۱]

siamak zomorodi theater photography

دیباچه
در حقیقت انگیزه اصلی کنجکاوی نویسنده در این نوشتار، دقت در این نکته است که حضور انسان یا درواقع همان بازیگر نمود یا جلوه خاصی در عکس های سیامک زمردی مطلق دارد. در اکثر عکس های این عکاس آدمها، صورتی پنهان شده دارند. پنهانی این صورت ها به بهانه ها و شکل های مختلفی اتفاق افتاده است. صورتهایی که با ماسک یا لباس یا دست ماسکه شده اند. صورتهایی که در تاریکی قرار گرفته اند و یا صورتهایی که به دلیل پشت به دوربین قرار گرفتن بازیگران، قابل مشاهده نیستند.
شاهد مثال این مدعا بررسی آماری ۳۰۵ قطعه از عکس های عکاس است که بر این اساس مشخص شد، ۱۵۴ قطعه از این عکسها دارای این ویژگی هستند؛ به بیانی دیگر در چیزی در حدود پنجاه درصد از کل آمار این ویژگی منحصر به فرد، کلیدی و شاخص قابل مشاهده است. مرجع ما برای این نمونه سنجی، عکس هایی است که در سایت شخصی ایشان قرار دارد و دلیل این کار هم این است که معمولا عکس هایی که یک عکاس در سایت شخصی خود به نمایش می گذارد به سلیقه فردی او نزدیکتر هستند، تا شیوه های دیگر ارائه، مثل خبرگزاری ها و یا سایر رسانه های رسمی که ممکن است اغلب الزامات خاص خود را بر هنرمند تحمیل کنند.

ابتدا اجازه بدهید از این منظر به موضوع بپردازیم که ویژگی مورد اشاره در عکس ها آیا جلوه ای آگاهانه و از روی تصمیم و انتخاب هنرمند بوده یا این اتفاق در روندی نا خودآگاه روی داده است؟ بررسی علل خودآگاهی یا ناخودآگاهی این اتفاق نیز خود خالی از لطف نیست. اشاره این که سیامک زمردی مطلق خود را عکاسی غریزی و حسی میداند؛ او هنرمندی خود آموخته است که از راه سعی و خطا و کسب تجربه به مهارت دست یافته است، اما در مورد ویژگی مورد اشاره، عکاس حتی اگر بر فرض کاملا غریزی و ناخودآگاهانه عکس ها را خلق کرده باشد، اما در موقعیت ویرایش و ارائه مجبور است آگاهانه به انتخاب، پالایش و ارائه اثر بپردازد. داوری اولیه برعکس های عکاس اغلب توسط خود او صورت می پذیرد و این اتفاقا مرحله ای است که هنرمند باید با بی رحمی هر چه تمامتر و یا به بیانی دیگر کاملا آگاهانه با عکس های خود مواجه شود. بنابراین می بینیم که این موقعیت مشترک تکرار شونده در عکس های گوناگون تصادفی نبوده، بلکه این امر حاصل نوعی اندیشه خاص و آگاهانه بوده است.

Siamak zomorodi motlagh        Siamak zomorodi motlagh

شکل گرایی [۲]

در یک نگاه کلی اصولا شکل مواجهه عکاس با بازیگر در این عکس ها قابل تأمل است. او بازیگر را یکی از عوامل کل نمایش می داند. بازیگر در عکس های او همان قدر اهمیت دارد که طراحی صحنه، طراحی لباس، نور و یا سایر عوامل نمایش. به نظر می آید، این جا بازیگر به یک حجم تبدیل شده است. اهمیت حضور او معنا بخشیدن به محتوا و سایر عوامل موجود در صحنه است. در این حالت بازیگر گویی در واقع آخرین قطعه از یک پازل است که با حضورش سایر اجزای نمایش معنا می یابند.

همان طور که آمد این استفاده خاص از حضور بازیگر بر اساس نوعی سلیقه یا انتخاب بوده و مسلم امری اتفاقی نیست؛ به دلیل این که عکاس در عکس های خود از بازیگرانی عکاسی کرده است که اغلب چهره، هستند اما هیچ یک به واسطه چهره بودن در عکس های او حضور ندارند.

از مؤلفه های هنر شکل گرا اهمیت فراوان قائل بودن برای شکل یا ریخت است به طور مثال در هنر حجم یا مجسمه سازی این گرایش خاص هدف اصلی اش ایجاد فرمی بدیع، خلاقانه و ذهنی است که عکاس در عکس های خود به آن دست یافته، اما با تأملی بیشتر در می یابیم که ایجاد فرم دلنواز و چشم نواز تنها کارکرد عکس های او نیست. در فرازهای بعدی این سخن به این مسئله خواهیم پرداخت که عکاس در مجموع کارهایش از نگاهی صرفا شکل گرایانه به انسان عبور کرده و به گستره ای فراتر دست یافته است.

 

ویژگی های تئاتری

Siamak zomorodi motlaghمی دانیم که عکاسی تئاتر، هنری میان رشته ای است. این بدان معناست که عکاس تئاتر باید الزامات رسانه یا هنری را که با آن سروکار دارد به خوبی بشناسد و در کار خود لحاظ کند.

در بازگشتی به سؤال اصلی و در پی یافتن پاسخی برای ویژگی خاص مورد اشاره در عکس های مورد بحث یاداوری این نکته ضروری است که بازیگران تئاتر در مقایسه با بازیگران سینما یا تلویزیون، بیشتر به جای استفاده از صورت، از کل بدن برای انتقال حس یا معنا استفاده می کنند به همین دلیل استفاه شکل گرایانه از بدن بازیگر در عکس می تواند یکی از ویژگی هایی باشد که هنر نمایش به عکاس القاء کرده است.

از سوی دیگر شاید به همین دلیل است که از نظر کادر بندی در عکس های زمردی مطلق اکثرا بازیگران را در دورنما یا نمای تمام قد می بینیم و کمتر پیش می آید که عکاس از بازیگری در نمای نزدیک عکاسی کرده باشد. اگر در مواردی نادر نمای بسته ای هم وجود دارد، عکاس با تمهیدات مختلف به شیوه شخصی و نگاه خود وفادار مانده است و و اکثرا چهره بازیگر به عنوان یک چهره شاخص قابل تشخیص نیست؛ بلکه تحت تأثیر عواملی همچون گریم و نور یا کادربندی، چهره واقعی، هویتی دیگر گون یافته و تعریف یا نمودی غیر معمول دارد.

همان طور که گفتیم عکاس با پرهیز از نمای درشت و تاکید روی حالت، ویژگیهای منحصربه فرد تئاتری را در عکس های خود بروز می دهد. واژه ی فرانسوی «ژست» یا واژه معادل آن اطوار در لغت به معنای استفاده از حرکت های دست یا پا یا بدن به عنوان ابزاری برای بیان مقصودی خاص در نظر گرفته می شود. ژست می تواند بیانگر افکار، احساسات یا نگرشها باشد. ژست ها در نمایش اغلب زیر متن subtext را نمایش میدهند؛ یعنی اغلب آن چه به کلام در نمی آید و یا قرار نیست از طریق بیان القاء شود به کمک ژست به مخاطب منتقل می شود؛ تأثیرپذیری از این فن تئاتری و استفاده درست از آن در واقع عکس های زمردی مطلق را تئاتری تر کرده است و این خود نشانه ای است از شناخت عکاس از رسانه ای که در حال کار با آن است.

بد نیست باردیگر با مراجعه به خود تئاتر این پرسش را مطرح کنیم که اصولا در تئاتر چه وقتی آدم تبدیل به آدمک و یا صورت تبدیل به صورتک می شود؟

وقتی که چیزی را می پوشانیم تا چیز متفاوت تری را به نمایش بگذاریم و این تفاوت با فاصله گذاری بین واقعیت وجودی بازیگر و تصویر متفاوتی که آگاهانه سعی دارد از خود ارائه دهد، در عکس های زمردی مطلق به درستی نمودی عکاسانه یافته است؛ او با این روش از گرفتار شدن در ورطه تکرار عکاسی از بازیگران آشنا رهایی یافته و به نوعی تازگی بیان رسیده است. روش عکاس در این مورد نمایش نقابی است بر واقعیت تا به این ترتیب از واقعیت پنهان تری پرده بردارد.

Siamak zomorodi motlagh

این دیده نشدن یا بی اهمیت جلوه دادن صورت و نتیجه حاصل از آن که از بین رفتن فردیت و حل شدن سوژه در متن پس زمینه است، دوباره یادآور ویژگی ای تئاتری است. به این دلیل که تئاتر صرفنظر از بعضی گونه های تئاتری که اصرار به تک نفره بودن دارند. در بیشتر موارد هنری جمعی است.

از سوی دیگر ژست کلیدی قابل مشاهده در عکسها یعنی پنهان بودن صورت یا پشت به صحنه قرار گرفتن بازیگران ژستی نیست که به لحاظ کارگردانی تئاتر مطلوب باشد و اغلب کارگردان ها به جز در موارد خاص و استثنایی، در طراحی میزانسن نمایش های خود از آن پرهیز می کنند و این دقیقا دو راهی یا بزنگاهی است که عکاس از آن لحظه به بعد به راه خود می رود تا به امضای شخصی خود برسد، به بیانی دیگر عکاس با این شیوه از کار و انتخاب این لحظه های مرده یا غیرقابل توجه از نمایش، نشان می دهد همان قدر که تحت تأثیر هنر نمایش است، به نوبه خود به عنوان یک عکاس تعیین کننده و تأثیرگزار هم هست. براین اساس او شاهد بیطرف صحنه های نمایشی نیست، بلکه با نگاهی جستجوگر و موشکافانه و مستقل به انتخابی دست زده است که در اغلب موارد ویژگی کلی و اصلی کار او را تشکیل میدهد.

از سوی دیگر فرم ترکیب بندی و ارتباط عناصر بصری موجود در کادر در مجموعه عکس های مورد اشاره نمود ویژه ای دارد که برآمده از سنتی نمایشی است. به همین دلیل آدمهای موجود در کادر اغلب در حال کنش و و اکنش های پنهان یا آشکار نسبت به یکدیگر هستند. در واقع حضور آنها در کادر بی دلیل نیست؛ تعاملی بین آنها برقرار است.

و یا در موقعیت هایی که انسان تنهاست همین ارتباط بین او و سایر عوامل نمایشی موجود برقرار می شود. به طور مثال ارتباط مفهومی بازیگرانی که پشت به صحنه دارند با پس زمینه که اغلب دیواری محدود کننده است و در حکم نوعی مانع تجلی پیدا کرده، قابل تأمل است. به بیانی دیگر همواره گفت و گویی از عناصر بصری موجود در کادر در حال وقوع است.

هوشمندی عکاس در درک درست از عوامل نمایشی و تمرینات بصری موجود در صحنه برای خلق اثری بهتر همواره یاریگر او بوده است و یادآور این نکته می تواند باشد که عکاس تئاتر در صورت دقت و توجه و بالطبع درک اتفاق پیش روی خود، می تواند حاصل تلاش گروهی عوامل نمایش را در اثر خلاقانه خود جمع آوری و ثبت کند. البته همان طور که گفته شد این موضوع احتیاج به داشتن تمرکز، درک بالا، برقراری ارتباط با موضوع و سرعت عمل لازم در ثبت عکس دارد.

  siamak zomorodi motlagh        siamak zomorodi motlagh

siamak zomorodi motlagh

پانویس ها

[۱] کتاب عکاسی نوشته استیو ادواردز، ترجمه، مهران مهاجر

[۲] Formalism – تاریخچه فرمالیسم به سال ۱۹۱۳ میلادی باز می گردد. بر این اساس، ارزش یک اثر هنری تنها وابسته به فرم و ویژگی های دیداری آن است.