میان لحظه و خاک

نمایشگاه انفرادی عکسهای بابک حقی

۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۳۹۸

میان لحظه و خاک
 رابطه ی انسان با محیط اطراف(مکان) روی به سمتی دارد که بر اساس آن، انسان در مکان حل شده و خود جزیی جدایی ناپذیر از آن می شود، روند بی مرز شدن این دو تا جایی پیش می رود که حتی مکان می تواند انسان را شکل داده و او را با الگو های تازه ای بسازد.
 رابطه ی ویژه ای بین یک شخص و مکان یابی جغرافیایی او وجود دارد و این مکان یابی چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، بر روی رفتارهای فرد تاثیر گذاشته و در حقیقت تعامل او با محیطِ جغرافیایی روندی طی می کند  که بر اساس آن قسمت ناخودآگاه درون انسان از جغرافیای زیسته ی او اثر می گیرد، از جانب دیگر پدیداری انسان در یک مکان محدود به تاثیر پذیری نیست، بلکه او تبدیل به سوژه ای تاثیرگذار می شود و رابطه ای پویا با محل جغرافیایی برقرار می کند. با چنین فرض هایی، درهم ریختگی ها و فرورفتگی های اعماق ناخودآگاه انسان ریشه ی مستقیم در ریزش ها و شکست های مکان جغرافیایی دارد، در حقیقت انسان پس از دریافت مکان مجدد آن را با تصویر در ذهن پردازش کرده و تن خود را شبیه به آن می کند به گونه ای که تا مرز یکی شدن با مکان جغرافیایی پیش می رود و در تبادل بین بیننده (انسان) و دیده شده (مکان) نگاهی سوم شکل می گیرد که عکس است.
سهراب احمدی
منتقد هنری و زبان شناس

در جهانی که هر روز تصاویر هولناک جنگ، تعرض و تناقض‌های اجتماعی به تصویر کشیده می‌شود، در جهانی که سوژه‌های اگزوتیک برای گفتمان هنری هنرمند را وسوسه می‌کند، بابک حقی در پی کشف حقیقت خود با جغرافیای اطرافش است؛ با نگاهی حساس و دقیق. او زمان زیادی را صرف کرده تا از لابیرنت نوستالژی به واقعیت خویش دست پیداکند. در مجموعه‌های پیشینش «روزهای روشن» سال ۱۳۹۵ و «ضربه دوازدهم» سال ۱۳۹۶ حقی خودش را در یک فاصله عجیب با گذشته‌اش می‌یابد. گذشته‌ای که در پس زمینه‌ای محو در یک خیال دور باقی می‌ماند و خودش در مقام عکاس تلاش می‌کند آن گذشته را با تامل به عقب براند. در «ضربه دوازده» حقی از مرز نوستالژی خودش را بیرون می‌کشد و به شاعرانگی‌ای انتزاعی می‌رسد در پس زمینه‌ای به شدت سپید و روشن با رنگ‌هایی آرام و سرخورده که در یک ترکیب آنیمایی ظریف چیده شده‌است. اما مجموعه حاضر «میان لحظه و خاک» سر برآوردن از لابیرنتی طولانی است. مواجهه‌ای است با واقعیت؛ جسورانه و صلح طلبانه. جایی که تن، طبیعت می‌شود و طبیعت جزیی جدایی ناپذیر از زیست. جایی که فیگور، کلیشه‌های جنسیت را کنار می‌زند و با ذاتش یکی می‌شود. پرفورمنسی ظریف و آنیمایی درهم تنیده با طبیعتی که می‌تواند مهربان یا بی‌امان خشن باشد. این مجموعه حاصل آشتی بابک حقی است با جغرافیایش، جایی که از آن پیله پیچیده شده فتومونتاژ و آبستره‌های کم رنگِ پیشین فاصله می‌گیرد و دیالکتیکی سیال جریان می‌یابد -انسان به مثابه یک موجود طبیعی و طبیعت به مثابه پوسته‌ای برای زیست- و این بی‌مرزی به ثبتی سندگونه می‌انجامد عریان همچون طبیعت خویش.

دکتر اِشا صدر

هنرمند بینا رشته اى

کالیفرنیا، نوامبر ٢٠١٩